هجرت

گفتم: میری و راحت میشی...
گفت: ای بابا... آسمون خدا همه جا همین رنگه!
گفتم: آره، اما... زمینش فرق می کنه
کافیه فقط دیگه سربه هوا! نباشی...
از سری چت کردنهای مغزی من با خودم

گفتم: میری و راحت میشی...
گفت: ای بابا... آسمون خدا همه جا همین رنگه!
گفتم: آره، اما... زمینش فرق می کنه
کافیه فقط دیگه سربه هوا! نباشی...
از سری چت کردنهای مغزی من با خودم
یک ذهن جنگ زده
با هزار تکِ داعش
از آسودگیها، رد داده
از آن سو: فتنه ی محرمِ جان
چشمی از آب، سوزان
دستهایی گریان
این ور، ویروسی قهّار
در نوعِ خود خون ریز
آن ور استادی سخت گیر
هی گوید تو را که زودتر بنویس!
باید برای بیماری خود، نسخه بنویسم
باید پروپوزال بنویسم
باید برای رئیس، آیین نامه بنویسم
باید برای کربلا، اسم بنویسم
باید لیست خانه تکانی بنویسم
باید دانشِ انبار شده ی همکار را بنویسم
باید بنویسم
بنویسم
بنویسم
ای حضرت جانِ خالق، تو را قسم به نون... و القلم و مایسطرون با من باش
با من بنویس
پ ن: لطف دوستان با دعای خیرشون برسه لطفاً ![]()
میگه: عَیزَم
شیش میلیون و اَندی سالِ پیش !!!
که تو دستِ عروسک پلاستیکیت تا آرنج! تو حلقت بود
منم چار دست و پا میومدم تا کنار بساطِ چایی دودی پایِ کوه، فوت میکردم و مُفَم میوفتاد تو آتیش!
و در همان سِند و سال، محل سگم به تو نمیدادم!!!
نشون به اون نشون که آقام به آقات گفت: این دخترت واسِ ماستو !! همین پسرمو که الان تو شلوارش پی پی کرده میارم غلامیتو کنه!
من باس همون موقع! سرِ نخو می گرفتم و وِل نمی کردم و تا کِتری سیاهِ دود زده! (همون تنور!) داغ بود، میچسبوندم و میستوندمت!
مام که خَر، نه میفهمیم نه حالیمونیه، نه یادمونه کلاً !!! 🙄😐😑😶
بویِ گند خیانت که میگم، همینه ها!!
شوری راست میگی
تو دنیا نباید "غلط غلوط" نوشت
و اِلا دنیا ازت ایراد می گیره
و یه عالمه نمره کم می کُنه!
شوری می بینی تو دانشگاه چه چیزای خوبی یادم می دن؟
خداااااااااا
اگرم میخوای ببریم...
ببرم یه جای خووووووب
باشه؟؟
راستشو بخوای، از شما چه پنهون،
از بس زخم زدند و نامردمی کردند!
دلم میخواد خودمو از همه دریغ کنم...
فلذا یه جای دور خالی از بشر! مرا آرزوست...
++شما استثنایی ای همه دعاهایم فرجتان آقا
تولد پدربزرگتان تبریک
اگر همه (منهایِ جمعیت خیلی قلیل) اشتباه کرده باشند
خدا همیشه منجی یی برای هدایتشان خواهد فرستاد
اما اگر من اشتباه کرده باشم...
تمام رویاهای نجات یک جهان! نابود خواهد شد..
پس خدا کند که دیگران اشتباه کرده باشند...
اللهم عجّل لولیک الفرج...
دارم به یک تنهایی خودخواسته میرسم
اینکه هیچ یک از دوستان و هم کیشان و هم چیزانِ دیگرم مثل من فکر نمی کنند
و اینکه از حجم حماقتها و کوردلیها، دلم کور شده
چقدر سخت است که از مردم زمانه خود، عقبتر یا جلوتر باشی
و فقط به این می اندیشم...
خدایا اشتباه نکرده باشم!
بعداً اضافه شده در تاریخ 30 اردیبهشت 1397:
الحمدلله که اشتباه نکرده بودم
و وا اسفا که اشتباه کردند و در دریای اشتباهشان همه مغروقیم...!
یه دختر گرفته خوشگل جوون اجتماعی خوش صحبت
بعد در ایام نامزدی...
که گُلِ سرسبدِ روزهاشونه به دختره خیانت میکنه
بوی گند خیانت همه جا رو گرفته
خدا یه کاری کن تو رو حضرت عباس